قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1947
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و شصت و هفتم از رحلت خير البشر و در سال سيصد و شصت و هفتم از رحلت سيّد البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الاكبر ، در الكامل التّاريخ ابن أثير جزرى مسطور است كه در اين سال شرف الدّوله ، قراتكين جهشيارى را با لشكرى عظيم به جنگ بدر بن حسنويه كه ترك ملازمت شرف الدّوله نموده خدمت عمّش فخر الدّوله اختيار كرده بود و شرف الدّوله از اين جهت بسيار آزرده خاطر مىبود ، فرستاد و قراتكين جهشيارى نيز با شرف الدوله سلوك ناهموارى مىكرد ، بنابراين در اين وقت شرف الدّوله قراتكين را به جنگ بدر بن حسنويه فرستاد . غرض آن بود كه هريك از [ 231 الف ] اين هر دو كه كشته شوند مدعا حاصل خواهد بود . اتّفاقا ، بعد از تلاقى فريقين « 1 » ، اوّلا بدر بن حسنويه هزيمت يافته فرار بر قرار اختيار نمود و قراتكين از روى فراغت خاطر در لشكرگاه او فرود آمده هر يكى از سپاه قراتكين به خيمههاى بدر بن حسنويه قرار گرفتند . بدر از اين معنى خبر يافته فى الحال با جماعتى از اهل جلادت آنچنان غافل بر قراتكين ريخت كه هيچ كس را فرصت گريختن نشد . اكثر مردم او به قتل رسيدند و قراتكين با جماعتى معدود گريخته به بغداد آمد و بدر بر اعمال جبل استيلا يافت و شوكت او زياده شد . قراتكين را بعد از چند روز با وزير ابو منصور مناقشه و مباحثه واقع شد و كار به جايى رسيد كه از جانبين لشكركشى شود ، بنابراين شرف الدّوله ميانهء هر دو مصالحه فرمود . امّا آخر الأمر ، به سعى ابو منصور وزير ، شرف الدّوله ، قراتكين را به قتل رسانيد و طغان حاجب را به جاى او ايالت تركان داد . و از جمله وقايع اين سال يكى آن بود كه منصور بن يوسف ، والى افريقيه ، با
--> ( 1 ) . در قرميسين يا كرمانشاه كنونى .